Posted by Joker (Shiraz, Iran) on 9 July 2008 in People & Portraits and Portfolio.
زندان دلپذیری از هزاربوی و رنگ دل آویز و قاب های کوچکی از عکس های مان آویخته ای آنجا - کنار هم بی احتمال آن که بگویی شاید میان عکس نگنجیم بی احتمال آن که بدانی نفسم تنگ می شود در قاب روزهای ملال آور سکوت بی احتمال آن که بیابی پا در گریزی عادت دیرینه من است
...
Captured By Family.Cam
عصای قصه های این دل خمار
شکست
9 Jul 2008 4:37am
@angel: نپرس از دل واپسی های زنانه ام چیزی نمی گویم از انتظار و کسالت نیز
nice shot
9 Jul 2008 5:12am
@Hamid.R: Thanks...
beaitiful model and beautiful shot... شعر هم به زيبايي عكس . . . در مرز نگاه من از هر سو ديوار ها بلند ديوار ها چون نوميدي بلند است . آيا درون هر ديوار سعادتي هست . و سعادتمندي و حسادتي؟ كه چشم اندازها از اين گونه مشبك است . و ديوار ها و نگاه در دوردست هاي نوميدي ديدار ميكنند و آسمان زندانيست از بلور؟ ... احمد شاملو
9 Jul 2008 8:55am
@Faramarz: Thanks ! FoR Both Poem& YouR CommEnt
beautiful poem and photo;)
9 Jul 2008 3:58pm
@DON: MerCi
PREVIEW ONLY
Add your comment ...
Panasonic DMC-FX501/50 secondF/2.8ISO 10028 mm (35mm equiv.)